خوش آمدید به
صفحه اصلی حساب كاربری شما بانک اطلاعات موضوعات تالار گفتمان ارسال اخبار ۱۰ برتر
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390  

  منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
مطالب سایت
بخش خبری
بخش کاربری
امکانات سایت
دیگر بخشها


  آمار بانك اطلاعاتي
  تعداد دانش آموختگان: 12
  مرد:      11
  زن:        1
  تعداد دانشجویان:       13
  مرد:      13
  زن:        0
----------------------------------
مجموع:     25
----------------------------------

[جستجو در پایگاه اطلاعاتی]

  مقالات
· سازمانهای غیر دولتی و نقش آنها در افزایش مشارکت اجتماعی

بار فراق دوستان ...(1)
فرهنگي

 

بیش از دو سال است که انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان در قالب وبلاگ و سایت برای مخاطبان خود مطالبی را در دنیای مجازی ارائه می کند. بنابر این جا دارد نگاهی کوتاه از درون به این فعالیت دو ساله داشته باشیم.  دو سال فعالیت سایت و وبلاگ یکدست نبوده و فراز و فرودهایی در میزان فعالیت و در پی آن جلب مخاطب داشته است. نویسنده های متعددی در این مدت کوتاه به آن اضافه شده یا از نوشتن در آن کناره گرفته اند. ادعای چندان گزافی نخواهد بود اگر بگوییم که انجمن در بعضی از جریانات شهر اثرداشته و تا حدودی در روشنگری اذهان و کاستن تنش ها یا برطرف کردن اختلاف نظرها لااقل در بین قشر تحصیل کرده مؤثر بوده است بنابر این جا دارد نه از دیدگاه گروه بلکه از دیدگاه خود به عنوان یکی از اعضاء گروه به این فعالیت نگاهی بیاندازم. این نظر نمی تواند همه زوایا را روشن کند و بنابر این از دوستان دیگر هم توقع دارم که با عناوین جداگانه یا در قسمت نظرات رهنمودهای تکمیلی را بیان کنند.

یکی از بزرگترین مشکلات وبلاگ و سایت بر می گردد به دیدگاه قدیمی رایج در بجستان که متاسفانه تا کنون دامنگیر همه فعالان بجستان شده است. نگاه بدبینانه، شکاک و متهم ساز که کمابیش همه علاقه مندان بجستان را گریزان ساخته است. هر کسی که دغدغه بجستان داشته متهم به کیسه دوزی و طمع ورزی و مال اندوزی یا قدرت طلبی و خودنمایی شده است. حق می دهم با این نگاه و برخورد کار کردن سخت است و برای کسانی که در بجستان زندگی می کنند دشوارتر. بیشتر نویسندگان سایت که ساکن بجستان هستند زودتر کنار کشیدند زیرا هم در سایت و هم در دیدارهای روزانه و رودر رو طعن ملامت کشیدند. لابد رفتار عافیت طلبانه را بر نکوهش دوست و دشمن برگزیدند. گرچه خودم هم کمابیش مورد چنین الطافی قرار گرفته ام ولی کنار کشیدن را چاره مناسب نمی دانم. خانم احمدی و آقایان کریمیان، مسعودی، علیمرادی، حسینی، جانبیکی و... دلایلی برای کنار رفتنشان یا عدم فعالیت شان اظهار نکرده اند و ان شاء الله که دلزده و دلسرد نشده باشند ولی اگر به خاطر یکی دو نظر یا انتقاد کنار رفته اند به نظر من رسالت شان را ادا نکرده اند. اگر هدف ما اصلاح و ارشاد جامعه مان است باید توانی بیشتر از این داشته باشیم و بیشتر از این حرف همشهری هایمان را - حتی اگر اشتباه- تحمل کنیم. حرف هایی که گاه اندیشه ای در پی آن نیست یا از سوی گروه خاصی و با هدف از دور خارج کردن زده می شود. اگر چنین باشد ما در مقدمات کارمان اشکال داریم. انتقاد لازمه کار است و یکی از حسن های سایت و وبلاگ ما شفاف سازی بیش از حد بود. این که شما به مخالفانتان میدان دهید که نظرشان را از بلندگوی خودتان بگویند، کاری بسیار شجاعانه است و هم در سایت و هم در وبلاگ نظرهای مخالفان تا زمانی که به فحاشی کشیده نمی شد، حذف نمی شد. البته بهای این شجاعت نظرهای گاه تندی بود که بیشتر با اسامی مستعار گفته می شد و از نظر من مشکلی نداشت ولی بعضی از دوستان ظاهراً تحملش را نداشتند. بیشتر نظرهای انتقادی جنبه تسویه حساب شخصی داشت. کسی با کسی دشمنی یا عداوتی قدیمی داشت و حال از طریق وبلاگ یا سایت بدون این که شناخته شود مجال می یافت که در حضور جمعی جوابی دندان شکن به مخاطب بدهد. این کار طبیعی است و از مقدمات رسیدن به بلوغ فکری است و به نظر من باید تحمل کرد. گاهی با نظرهایی مواجه می شدیم که طرف معلوم بود نوشته را تا آخر نخوانده و قضاوت کرده یا اصلاً منظور نویسنده را نفهمیده و برای خودش چیزی گفته است. برای چنین نظرهایی اصلاً نمی توان ارزشی قائل شد یا حتی شنید چه رسد به این که نویسنده ای به خاطر آن دنیای مجازی را ترک کند.

بعضی از نظرها دیدگاه سیاسی داشتند. نویسندگان وبلاگ و سایت گرچه خود گرایش های سیاسی داشتند و بعضاً شناخته شده و دانسته بود، اما چون عقیده داشتند که گرایش های سیاسی در محیط های کوچکی مثل بجستان مانع اتحاد همه امکانات و در نتیجه سازندگی است، سعی کردند از دخالت دادن مسائل سیاسی بپرهیزند؛ ولی ضعف بنیه بعضی از تشکل های سیاسی ناخواسته بعضی از نویسندگان را درگیر کار سیاسی می کند که باز هم معتقدم از آن باید  لااقل در این سایت پرهیز کرد.

یکی از نشانه های نپختگی توجه به عنوان ها و اسم و رسم ها بود، اگر مطلبی را نویسنده ای با مدرک دانشگاهی فلان می نوشت کسی اعتراضی نداشت ولی اگر اسم کسی با مدرک پایین تر زیر نوشته بود انتقادها تندتر و گزنده تر می شد. این مسئله به مرور زمان حل می شود و صبوری لازم است. ولی بعضی از دوستان نویسنده با اولین انتقادها کنار کشیدند. در فهرست نویسندگان سایت و وبلاگ هم متاسفانه چنین نگاهی بود. وقتی که وبلاگ در اوج فعالیت بود نویسنده ها مجال خوانده شدن به نوشته ها نمی دادند و پی در پی مطلب می نوشتند ولی وقتی چهره های مطرح سایت کنار کشیدند، دیگران هم از نوشتن دست برداشتند یا عارشان آمد که در کنار بعضی اسم ها بنویسند.

در پایان از همه نویسندگان قبلی و کنونی تقاضا دارم که به خاطر بجستان دلسرد نشوند و به فعالیت خود ادامه دهند. همیشه کسانی هستند که به خاطر منافع خودشان می خواهند شما فعالیت نکنید و خانه نشین باشد تا آنها بر خر لنگ مراد خودشان باشند. آنها حتی برای منافع خودشان شهر را ویرانه می خواهند و نباید تسلیم این کوته اندیشی ها شد.

 

ارسال شده در سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387 توسط حمید عبداللهیان


نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : cip30huf
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

نمي شه
ای بابا آقای عبداللهیان متاسفانه شما هنوز بجستانی ها را نمی شناسید. فکر می کنید علت پیشرفت نکردن بجستان چیست؟ مهم ترین علتش همین شل و ول بودن بجستانی هاست. بجستانی یعنی خود بد. بجستانی یعنی بی حال. بجستانی یعنی کم همت. الان خودتان ببینید در همین بانک اطلاعات دانشجویان فقط 19 نفر اسم نوشته اند. از این عده هم فقط یکی دو خانواده ثبت نام کرده اند. یعنی به نظر شما بجستان همین قدر تحصیل کرده دارد؟ چرا بقیه ثبت نام نمی کنند؟ چرا پزشکان شهر که دارای تحصیلات عالیه هستند با شما همکاری نمی کنند؟ چرا بجستای های مهاجر بجستان برایشان اهمیت ندارد؟ چرا جلسه ای که برگزار می کنید در تهران با این همه دانشجوی بجستانی فقط چند نفر شرکت می کنند و آن هم به خاطر کنجکاوی. آیا فکر نمی کنید بجستانی ها از بجستانی بودن عار دارند؟ زنده باد همان چند نانوا و بقال بجستانی که در مجالس ختم در حسینیه بجستانی ها جمع می شوند و گرنه خبری از بجستان در هیچ جا نبود. دانشجوهای بی انگیزه و اهل خودنمایی چه آینده ای برای بجستان خواهند ساخت؟ حقش همین است که فرماندار و شهردار و بخشدار و... همه غریبه باشند و برای بجستان کاری نکنند و شهرمان هیچ پیشرفتی نکند. این همه خانم دانشجوی بجستانی داریم و هیچ کدامشان جرات نکرده که اسمش را در پایگاه اطلاعاتی این سایت بنویسد. آن وقت همیشه ادعا می کنند که حق ما ضایع شده است. همیشه می گویند به ما مجال کار کردن داده نمی شود و... شما اگر قصد اصلاح داشته باشید یک نفره نمی توانید و شاهد هستیم که کسی دیگر همکاری نمی کند. بنابر این ولش کنید به امان خدا. خودش خوب خواهد شد. اگر بجستانی های دیگر که استاد دانشگاههای این مرز و بوم هستند صدایشان در نمی آید لابد انگیزه ای برای کار ندارند.؟ اگر می خواهید نماینده بشوید یک حرف دیگری است. ولی به این روش نمی شود.


ارسال شده توسط ميهمان در جمعه، 20 دي ماه ، 1387

پاسخ
اقاي نميشه به نظرم اقاي عبدالهيان اهل سياست و كار براي نمايندگي نباشد. اين صحبتها از روي دلسوزي گفته شده است وشما هم لطفا همه چيز را سياسي نكنيد. دوما ......... همه بجستانيها به بجستاني بودنشان افتخار ميكنند وبسياري هستند در مشهد وتهران كه پسوند بجستاني دارند و كاملا هم مفتخرند. سوما........ ننوشتن نام دراطلاعات سايت حاكي از بي انگيزه بودن نميباشد چه بسا مسايل درسي و پيشرفت در دروس برايشان مهم است چرا كه ممكن است مسايل سياسي و سمينار و جلسه خلل به درسها وارد كند. چهارم........شما پيشنهاد بدهيد چه بايد بكنيم كه اين همه ايرادهاي نه چندان واقعي شما بر طرف شود بسم ا .... پنجم..........كليه بجستانيها اعم از مهاجر وغير مهاجر براي بجستان دلسوزند و اگر در جلسه اي حاضر نميشوند دليل بي علاقه بودن نيست. اگر با اين عزيزان صحبت كنيد متوجه اشتباهتان ميشويد. ششم.......بجاي اين حرفهاي نپخته كمر همت ببنديد با همه نويسندگان سايت وديگر دلسوزان و زحمتكشان همياري و همفكري كنيد ...ما و شما همه ......ميتوانيم آري ميتوانيم


ارسال شده توسط ميهمان در سه شنبه، 24 دي ماه ، 1387

كار گروهي
دستتون درد نكنه آقاي دكتر٬ اميدوارم دوستاني كه بريده اند برگردند و آنها هم كه نبريده اند اميدوار تر از قبل ادامه بدن. به نظر من علاوه بر تمام مشكلاتي كه شما گفته بودين يه مشكل ديگه هم وجود داره. ما متاسفانه در انجام كارهاي گروهي مي لنگيم. كمتر ياد گرفتيم كه خودمون را با يك گروه هماهنگ كنيم. اين مشكل تنها گريبانگير اين سايت نيست. بقيه وبلاگ هاي گروهي بجستاني ها هم تقريبا همين وضع رو دارند. يا فقط يك نفر داره نام گروه رو يدك ميكشه و يا هم اين كه وبلاگ ها بعد از مدتي تعطيل مي شن.


ارسال شده توسط mohammad در شنبه، 28 دي ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی | ایمیل | وب سایت)

نقاد
آقاي دكتر شما كه لالايي بلديد چرا خوابتان نمي گيرد . بعضي از بجستاني ها با شدت زياد دارند وبلاگ نويسي مي كنند چرا آنها سعي نمي كنند گوشه ي كار را بگيرند و كمك كنند؟


ارسال شده توسط ميهمان در شنبه، 28 دي ماه ، 1387

مريم گلي
جناب نقاد محترم آقاي دكتر كه كوتاهي نكرده!!!يك نگاهي به همين سايت بندازيد غالب كساني كه فعال بودند چه جناب كريميان دكتر حسيني جناب شفايي آقاي بجستانيجناب نظر نژاد وسايرين پاپس كشيدند جز دكتر كه هنوز با وجود مشغله زياد مطلب مينويسند و ديگران را هم تشويق به همكاري چه در سايت چه در ساير زمينه ها ميكنند ديگر از دست دكتر چه كار بر ميآيد كه كوتاهي كرده باشند ضمنا جناب عظيميان هم از نويسندگان قديمي است كه هنوز همكاريشان را ادامه ميدهند و جاي اميدواري است.شايد شما با دكتر و لالايي گفتنشان مشكل داريد؟؟؟


ارسال شده توسط ميهمان در شنبه، 28 دي ماه ، 1387

درد دل و كمك
• سلام آقا حميد بنده یک شهروند بندرعباسی هستم • مطلبی را میخواستم برای شما بگویم اینکه چرا بعضی از مردم عزیز کشورمان با اخلاق و رفتارشان میخواهند باعث شوند ذهنیت مردم نسبت به مردم شهرشان بد شود ..... منظور از حرفم این است که اگر یک مشهدی با یک تهرانی بد برخورد کند ان تهرانی تا آخر عمر میگوید مشهدی ها ادم های بدی هستند و نمی دانم آیا آدم های بدی هستند یا این یک نفر باعث میشود که هم اسم شهرش خراب شود و هم وجهه مردمانش را خراب کند خوب بگذریم میرویم سر اصل مطلب من یک ماشین به یک بنده خدایی فروختم که اهل یک شهر دیگری بود و قرار شد این بنده خدا 10 روز دیگر بیاید و سند به نامش بزنم اما او ماشین را به همشهریان شما فروخت آقای x و بعد از مدتها اين آقا به من زنگ زد و گفت من ماشين شما را خريدم و ميخواهم سند بنام بزنم گفتم ترا به خدا بيا تا اين پلاك بنده را از روي ماشين در بياوريم و سند را بنامت بزنيم اما او باز هم نيامد و ماهها طول كشيد و با پلاك بنده بر روي ماشين همين طور استفاده كرد بعد يك روز زنگ زد كه ميخواهم بيايم بندرعباس تا سند بنامم بزني و آمد من هم با وجود اينكه بسيار كار داشتم اما رفتم و وكالت كامل تعويض پلاك و سند را به او دادم تا برود و سند را به نام بزند اما اورفت و ماهها هم گذشت ولي سندي به نام نزده شد و پلاك بنده برروي ماشين ماند ايشان باز هم ماشين را وكالتي فروخت و سند بنام نزد كه نزد من هم زنگ ميزدم و او به من دروغ ميگفت حالا ماشين در دست اقايي بنام y بود و او هم سوار بود و مي چرخيد من شماره او را از اقاي x گرفتم و به او زنگ زدم اما او گفت من سند را بنام زدم و تعويض پلاك كرده ام اما من در سيستم راهنمايي رانندگي كه ميرفتم پلاك هنوزط برروي ماشين بود كه بود بعد از يكي دوماه دوباره به او زنگ زدم اما او اين دفعه چيز ديگري ميگفت اول ميگفت تعويض پلاك كرده ام بعد ميگفت من ماشين را فروخته ام و لي حتي شماره تلفن كسي كه ماشين را به او فروخته را هم به من نميداد حتي به او گفتم اگر تعويض پلاك كرده اي پس پلاك جديدي كه بر روي ماشين زده اي را بهمن بده تا من بفهمم عوض شده يا نه يا اينكه برگه تاييديه تعويض پلاك را براي من بفرست اما ايشان همش ميگفت پيگري ميكنم شخصي را كه ماشين به او فروخته ام پيدا ميكنم و ........ خدايا چرا اينگونه .... معرفت . انسانيت . اخلاق . محبت . خوبي . دوستي . مسلماني . غيرت و .... كجاست ؟ من چندين هزار كيلومتر فاصله جاده اي با شما چطور مي توانم بيايم و كارم را حضوري انجام دهم ايشان آقاي y به تلفن بنده ديگر جواب نمي دهد من چند شماره از ايشان دارم شماره محضري كه به قول خودش سند بنام زده شماره نمايشگاه ماشيني كه معامله ماشين ميكند و شماره موبايل خودش حتي يك روزط به تمام ا

مطالعه ادامه این نظر ...
• سلام آقا حميد بنده یک شهروند بندرعباسی هستم • مطلبی را میخواستم برای شما بگویم اینکه چرا بعضی از مردم عزیز کشورمان با اخلاق و رفتارشان میخواهند باعث شوند ذهنیت مردم نسبت به مردم شهرشان بد شود ..... منظور از حرفم این است که اگر یک مشهدی با یک تهرانی بد برخورد کند ان تهرانی تا آخر عمر میگوید مشهدی ها ادم های بدی هستند و نمی دانم آیا آدم های بدی هستند یا این یک نفر باعث میشود که هم اسم شهرش خراب شود و هم وجهه مردمانش را خراب کند خوب بگذریم میرویم سر اصل مطلب من یک ماشین به یک بنده خدایی فروختم که اهل یک شهر دیگری بود و قرار شد این بنده خدا 10 روز دیگر بیاید و سند به نامش بزنم اما او ماشین را به همشهریان شما فروخت آقای x و بعد از مدتها اين آقا به من زنگ زد و گفت من ماشين شما را خريدم و ميخواهم سند بنام بزنم گفتم ترا به خدا بيا تا اين پلاك بنده را از روي ماشين در بياوريم و سند را بنامت بزنيم اما او باز هم نيامد و ماهها طول كشيد و با پلاك بنده بر روي ماشين همين طور استفاده كرد بعد يك روز زنگ زد كه ميخواهم بيايم بندرعباس تا سند بنامم بزني و آمد من هم با وجود اينكه بسيار كار داشتم اما رفتم و وكالت كامل تعويض پلاك و سند را به او دادم تا برود و سند را به نام بزند اما اورفت و ماهها هم گذشت ولي سندي به نام نزده شد و پلاك بنده برروي ماشين ماند ايشان باز هم ماشين را وكالتي فروخت و سند بنام نزد كه نزد من هم زنگ ميزدم و او به من دروغ ميگفت حالا ماشين در دست اقايي بنام y بود و او هم سوار بود و مي چرخيد من شماره او را از اقاي x گرفتم و به او زنگ زدم اما او گفت من سند را بنام زدم و تعويض پلاك كرده ام اما من در سيستم راهنمايي رانندگي كه ميرفتم پلاك هنوزط برروي ماشين بود كه بود بعد از يكي دوماه دوباره به او زنگ زدم اما او اين دفعه چيز ديگري ميگفت اول ميگفت تعويض پلاك كرده ام بعد ميگفت من ماشين را فروخته ام و لي حتي شماره تلفن كسي كه ماشين را به او فروخته را هم به من نميداد حتي به او گفتم اگر تعويض پلاك كرده اي پس پلاك جديدي كه بر روي ماشين زده اي را بهمن بده تا من بفهمم عوض شده يا نه يا اينكه برگه تاييديه تعويض پلاك را براي من بفرست اما ايشان همش ميگفت پيگري ميكنم شخصي را كه ماشين به او فروخته ام پيدا ميكنم و ........ خدايا چرا اينگونه .... معرفت . انسانيت . اخلاق . محبت . خوبي . دوستي . مسلماني . غيرت و .... كجاست ؟ من چندين هزار كيلومتر فاصله جاده اي با شما چطور مي توانم بيايم و كارم را حضوري انجام دهم ايشان آقاي y به تلفن بنده ديگر جواب نمي دهد من چند شماره از ايشان دارم شماره محضري كه به قول خودش سند بنام زده شماره نمايشگاه ماشيني كه معامله ماشين ميكند و شماره موبايل خودش حتي يك روزط به تمام ادارات بجستان زنگ زدم تا بتوان نشاني از ايشان پيدا كنم اما نتوانستم به نظر شما چكار كنم تا هيچوقت به ذهن خود راه ندهم كه خداي نا كردم مردم بجستان همه اينگونه هستند و خلق و خوي همه آنها ينجوري است من توقع دارم با همسايه داري اقا امام رضا محبت بيشتر در قلبهايشان باشد تعويض يك پلاك ماشين توقع بيجايي نيست خدايا چكار كنم ؟ • آقاي عبداللهيان من معذرت ميخوام كه با حرفهاينم سرتان را بدرد اوردم مرا ببخشيد اگر كاري از دستتان بر ميآيد كمكم كنيد ...... متشكرم


ارسال شده توسط ميهمان در سه شنبه، 19 مرداد ماه ، 1389
  لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد فرهنگي
· سایر مطالب نوشته شده توسط حمید عبداللهیان


پربازدیدترین مطلب در زمینه فرهنگي:
هنر چیست؟ هنرمند کیست؟


  امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


  انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


تمامي مطالب اين سايت متعلق به انجمن دانشجويان و دانش آموختگان بجستان مي باشد

استفاده از مطالب فقط با ذكر منبع مجاز مي باشد
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.11 ثانیه
Template Design By: M. Nazarnezhad