خوش آمدید به
صفحه اصلی حساب كاربری شما بانک اطلاعات موضوعات تالار گفتمان ارسال اخبار ۱۰ برتر
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390  

  منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
مطالب سایت
بخش خبری
بخش کاربری
امکانات سایت
دیگر بخشها


  آمار بانك اطلاعاتي
  تعداد دانش آموختگان: 12
  مرد:      11
  زن:        1
  تعداد دانشجویان:       13
  مرد:      13
  زن:        0
----------------------------------
مجموع:     25
----------------------------------

[جستجو در پایگاه اطلاعاتی]

  مقالات
· سازمانهای غیر دولتی و نقش آنها در افزایش مشارکت اجتماعی

نامه تاریخی امام
سياسي

نامه تاریخی امام راحل در مورد انتقامجویی از نزدیکان و دوستان ایشان توسط آنانی که از امام خمینی بغض و کینه به دل دارند
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این نامه که در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه 90 و به تاریخ 23 آبان 1361 نگاشته شده بدین شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله علی آلائه والصلوه والسلام علی انبیائه و اولیائه سیما النبی الختمی حبیب الله صلی الله علیه و آله سیما غائبهم و قائمهم ارواحنا له الفدا.
اینجانب هیچ گاه میل نداشته و ندارم كه درباره نزدیكان خود سخنی بگویم یا دفاعی كنم . لكن علاوه بر آنكه در پیشگاه مقدس حق - جل و علا - مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است ودر نزد مسلمانان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور و تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم ، در پیش گروههایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم و احتمال قوی می دهم كه پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیكان و دوستانم تهمتها كه من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی كه باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند. و اكنون در حیات من گفتگوها و زمزمه هایی به گوش می خورد كه احتمال فوق را قوی تر می كند. لهذا من احساس وظیفه شرعیه نمودم برای رفع ظلم و تهمت ، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهاركنم كه از قبل من در این خصوص تقصیری نباشد. یكی از آنان كه بیش از همه احتمال انتقامجویی از من درباره او می رود احمد خمینی فرزند اینجانب است . اینجانب در پیشگاه مقدس حق شهادت می دهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پیش از انقلاب در زمانی كه وارد این نحو مسائل سیاسی شده است از او رفتار یا گفتاری كه بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد ندیده ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانی نموده و در مرحله پیروزی شكوهمندانقلاب معین و كمك كار من بوده و است و كاری كه برخلاف نظر من است انجام نمی دهد و در امور مربوطه چه در اعلامیه ها یا ارشادها بدون مراجعه به من تصرف ودخالتی نمی كند؛ حتی در الفاظ اعلامیه ها بدون مراجعه دخالت نمی كند و اگر در امری نظری دارد تذكر می دهد كه تذكراتش نیز صادقانه و برخلاف مسیر انقلاب و مصلحت نیست و من اگر تذكراتش را نپذیرفتم تخلف از قول من نمی كند و من نیز اگر حرفش راصحیح دیدم قبول می كنم و امیدوارم حرف صحیح را از همه كس قبول كنم .
و اما در جهت مالی كه بعض مخالفان انقلاب گاهی نسبتهایی به او می دهند بایدبگویم كه ایشان در امور مالی من دخالت ندارد و ضبط و حفظ بیت المال در اختیار بعض آقایان مورد وثوق می باشد و اگر برای اشخاص وجوهی بخواهد پیشنهاد می كند و من بدون واسطه یا به واسطه آن آقایان وجه را می رسانم . و من اعلام می كنم كه احمد درهیچ بانك داخلی و خارجی و هیچ موسسه ای وجهی و سهمی ندارد و در هیچ جا درخارج و داخل زمین مزروعی و غیر آن و ساختمان و امثال ذلك ندارد و اگر بعد از من دارای یكی از این امور بود در داخل یا خارج دولت وقت با اجازه فقیه وقت مصادره نمایند و او را تحت تعقیب درآورند و امید است كه دولتمردان جمهوری اسلامی همیشه ضوابط را ملاحظه و از روابط احتراز نمایند. از اموری كه تذكرش خوب بلكه لازم است آن است كه یكی از تهمتها كه به او زدند این بود كه موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده و چندی - علی المحكی - مخالفان وقت خود را صرف آن نمودند پس از آن معلوم شد خلاف آن . یا او در اطراف شمال زمینهایی خریده است و امثال آن كه برای مخالفت با من از او انتقامجویی می كردند.
و در امور سیاسی مدتی تهمتها زده شد كه احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب مخالفتهایی از او می دیدم كه دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و دراین آخر كه قضیه زندان اوین پیش آمد و شكایاتی از آقای لاجوردی می شد ومخالفتهایی می شد [غیر] از احمد كسی را ندیدم كه بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری كند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و بركناری او را تقریبا فاجعه می دانست .
یا مسئله طرفداری از بنی صدر، او مادامی كه من از بنی صدر به واسطه بعض مصالح جانبداری می كردم او هم گاهی طرفداری می كرد و آنگاه كه من پرده را بالا زده واو را بركنار كردم حتی یك مرتبه از او طرفداری نكرد و مخالفت شدید می كرد. یا مسئله خط سوم كه مدتی نقل مجالس مخالفان بود و تهمتهای ناروا می زدند و من او را امر به سكوت كردم و او هیچ گاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر بواسطه انتقامجویی از من پس از من گروههایی به مخالفت او برخاستند من دین خود را به او به عنوان یك مسلمان و یك رحم ادا كردم و خداوند تبارك و تعالی حاضر و ناظر است ومن امیدوارم كه احمد به خدای تبارك و تعالی اتكال نماید و از غیر او از هیچ كس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق به واسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و تردیدراه ندهد و در خدمتها از خداوند متعال چشم داشت داشته باشد و برای بدست آوردن هیچ مقامی قدم برندارد و چون او را شخص مفید برای انقلاب می دانم امیدوارم در كناروفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف به خدمت هر چه بیشتر قیام كند. و بابرادران انقلابی و ایمانی در خط انقلاب و اسلام كوشش كند و از هیچ خدمتی مضایقه ننماید و پاداش از هیچ مخلوقی نخواهد و خدمت را در راه كشور اسلامی و اهداف الهی خالصانه و برای رضای خالق - جل و علا - ادامه دهد. و به مستمندان و مستضعفان كه حق تعالی سفارش آنان را فرموده بیش از دیگران خدمت كند و دیگران را به خدمتگزاری دعوت كند و هر چه مشكل در راه خدمت به هدف كه اسلام عزیز است پیش آید و هرچه كارشكنی شود، از كوشش برای خدا دست برندارد و برای هر خدمتی كه او را دعوت كردند و تشخیص داد مفید است اجابت كند و رضای خدا را با خدمت به خلق جلب نماید.
و اما در موضوع روحانیت كه گاهی احمد مورد تهمت واقع می شود من او را موافق جدی با روحانیت می دانم . اساس روحانیت چیزی نیست كه یك نفر مسلم با آن مخالف باشد و اما موافقت بی قید و شرط كه هر كس با هر عمل و اخلاق و ایده مورد تایید او باشد و لباس روحانیت به قامت هر كس اگر چه بر خلاف مشی اسلامی انسانی رفتار كندسزاوار و موجب لزوم غمض عین باشد از او و هیچ روحانی متعهد و مسلمان معتقد به ارزشهای اسلامی متوقع نیست و نباید باشد. و اینجانب كرارا گفته ام كه روحانی نمای غیرمهذب و در غیرخط اسلام از ساواكی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناكتر است .در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می كند وامید است ان شاءالله تعالی در این خط مستقیم كه صراط الله است پایدار باشد. از خداوندمتعال دوام جمهوری اسلامی و عزت و عظمت مسلمانان جهان بویژه ملت شریف ایران و تعهد و پایداری متصدیان امور و قدرت و شوكت رزمندگان سلحشور و حضور ملت بزرگ ایران را در صحنه خواستار[م ]. والسلام علی عبادالله الصالحین . (1)
یكشنبه 23 آبان 1361 / 27 محرم الحرام 1403
روح الله الموسوی الخمینی
1- آقای سید احمد خمینی در زمانی كه اسناد وآثار مكتوب امام خمینی راجهت درج در مجموعه آثار امام بازبینی می كردند، در ذیل این نوشته امام خمینی ، چنین مرقوم داشته است : "جناب آقای حمید انصاری ، بارها خدمت امام عرض می كردم كه دفاع از من در فرهنگ جنابعالی نیست و دیدیم هم نشدجز نامه ای كه در آن بدین معنا هم اشاره شده بود، فكر می كنم این دفاع هم با فرهنگ معظم له سازگاری ندارد، ایشان چون مظلومیت مرا دیده اند ناچار به عنوان دفاع از مظلوم این را نوشته اند، لذا این نامه را نیاورید و بگذارید آنچه راجع به من می گفته اند گفته باشند، خدا به اعمال انسان داناتر است .احمد خمینی

ارسال شده در سه شنبه، 18 خرداد ماه ، 1389 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني


نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : bam10xig
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

امام
یادآوری سخنان امام در این زمانه الزامیست.شاید عده ای به خود بیایند


ارسال شده توسط ميهمان در يكشنبه، 23 خرداد ماه ، 1389

نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت «تا من زنده ام نمی گذارم این مملکت به دست منافقین و لیبرال ها بیافتد» و تو آقای سید حسن با سران فتنه که دست‌شان با منافقین و لیبرال‌ها در یک کاسه است، درشام عروسی عکس یادگاری می اندازی. نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن! «خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت: «من یک تار موی این کوخ نشینان را به همه کاخ نشینان عالم نمی دهم» و تو آقای سید حسن! در فتنه 88 در کنار این کاخ نشینان بودی. نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که 24 ساعته رادیو امریکا و بی‌بی‌سی انگلیس و رادیوهای غده سرطانی، انواع و اقسام ناسزاها را نصیبش می کردند و تو آقای سید حسن! چه بگویم، یک هفته است همه این شیپورچی ها دارند خودشان را برای تو می کشند! این بوق ها برای سید حسین نوه ناخلف خمینی هم دیدی که چه کردند؟ آخرش چه شد آقای سید حسن! می‌گویند 14 خرداد به خمینی بی‌احترامی شده است! حرمت خمینی را هاشمی شکست که نامه بدون سلام و و السلام برای آقا نوشت و به آشوب و آتش چراغ سبز نشان داد ....... ............. ................. .....................


ارسال شده توسط alisoleimani66 در چهارشنبه، 26 خرداد ماه ، 1389
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)

جناب alisoleimani66
اولا امام در وصيتنامه خود گفته نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيافتد نه اوني كه شما فرمودي؟ ثانيا به نظر تو معيار اينكه كسي نااهل و نامحرم باشد چيست؟ مگر نه اين است كه هر كي حاكم باشه ميتونه بقيه رو نااهل و نامحرم بدونه؟ پس معيار نظر اوني كه در قدرت هست نميتونه باشه. از اينكه علي سليماني 66 نوشتي احتمالا سال تولدت سال 1366 مي باشد. پس امام رو درك نكردي چون دو سالت بوده كه امام برحمت ايزدي پيوسته. اما توجه كن الان دارو دسته ايت ا... خاتمي و بهشتي و مطهري و دستغيب و اشرفي اصفهاني و نزديكان امام مانند هاشمي و كروبي و موسوي كه در انقلاب نقش داشته اند مورد اهانت توسط شمايي كه هيچ كدام را درك نكردي و گروه اندك ديگري مورد اهانت قرار ميگيرند. اين گروهي كه تو سنگشون رو به سينه ميزني در اون سالها كجا بودند؟ قدري آهسته و آروم باش ممكنه اشتباهي به تو آدرس داده باشند خب توهين و اهانت هم كه مسوليتش بر عهده خود فرد است. هر چند اونايي كه تو رو به اشتباه انداختن هم مسوول هستند اما خدا به تو عقل داده تا در مورد حرفها تفكر كني بعد اظهار نظر كني. از ما گفتن است وگر نه تو هر عقيده اي داشته باشي به خودت مربوط است نه مني كه مثلا نصيحتي كردمت. داور و قاضي اصلي خداست. خدا هم گفته در قيامت هيچ كس بار مسووليت ديگري را بدوش نخواهد كشيد.


ارسال شده توسط ميهمان در پنجشنبه، 27 خرداد ماه ، 1389

مير حسين موسوي
«ميگويند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید، از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم ! »


ارسال شده توسط ميهمان در جمعه، 28 خرداد ماه ، 1389

رهبری از سیره و راه امام فاصله گرفته‌
نامه دلجويي محمد نوری زاد از اوین به سید حسن خمینی: رهبری از سیره و راه امام فاصله گرفته‌ است محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. در بخشي از نامه اين آزاده در بند آمده است: «ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشده‌ی مردم خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم ما، یکی از تحقیرشدگان ملت‌های حاضر دنیایند. رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشته‌باشد. رهبر ما، بیست‌ویکی‌دوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند و آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان ناراضی هستند. رهبری که باید درهمه‌حال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحت‌نظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان امام، کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.»


ارسال شده توسط ميهمان در جمعه، 28 خرداد ماه ، 1389

رهبری
همه این سخن امام را بخاطر داریم که میزان رای ملت است.اگر آقایانی که به اصطلاح جز نزدیکان امامند این حرف امام را گوش میدادند وبعد از انتخابات آن مسخره بازیها را در نمی آوردنداکنون ملت ما اینقدر تضعیف شده نبود.حمایت رهبری از شخص به اصطلاح بی تعادل احترام به رای ملت است.اگر قرار باشد به خاطر عده ای که خود را دوستان ونزدیکان امام تلقی میکنند رای مردم را نادید گرفت.دیگر مردم سالاری دینی معنا ندارد.این رهبری نیست که از سیره امام فاصله گرفته این دیگرانند که منش امام را از یاد برده اند که فرمود:پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد


ارسال شده توسط ميهمان در جمعه، 28 خرداد ماه ، 1389

و اما چرا حمايت از يك فرد بي تعادل
وقتي اكثر اعضاي فقهاي شوراي نگهبان كه منصوب رهبري اند و خود بايد حافظ راي مردم باشند ولي در انتخابات از همان فرد بي تعادل مورد نظر دوستمان حمايت ميكنند و كوچكترين تذكري دريافت نمينمايند مفهومش چيست؟ راستي مگر نه اين است كه هر چه بگندد نمكش ميزنند واي به روزي كه بگندد نمك. مگر شوراي نگهبان نقش همان نمك گنديده را در انتخابات بازي نكرد؟ جالب است آقايان معتقدند كه در انتخابات تقلب نشده خب اين شوراي نگهبان با آن توصيفات مگر ميتوانست اين موضوع را ثابت كنند. اصلا شايد واقعا اگر تمام تقلبات هم رفع ميشد تغييري در نتيجه حاصل نميشد. بحث فرد انتخاب شده نيست بحث همان گنديده شدن نمكي است كه قرار بود جلو فساد را بگيرد. البته سالهاست كه شوراي نگهبان با عملكرد خود خود را در نظر مردم بي اعتبار كرده است ولي در انتخابات سال قبل اوج بي اعتباري خود را به نمايش گذاشت. با اين رويه آقايان سنگ روي سنگ بند نميشود. بهتر است هر كس سعي كند خودش با خودش صادق باشد كه اگر چنين كند مشكلات حل است. حكايت دزدي كه به يكي از امامان معصوم مراجعه كرد و خواست موعظه شود امام به او گفت دروغ نگو و بقيه ماجرا را كه خاطرتان هست.


ارسال شده توسط ميهمان در يكشنبه، 30 خرداد ماه ، 1389

دلایل نفاق جنبش سبز از دیدگاه قران
دلایل نفاق جنبش سبز از دیدگاه قران افراد دوچهره كه معمولا به حسب ويژگي هاي شخصيتي به دنبال منافع فردي، گروهي و باندي خود هستند، از منظر قرآن داراي ويژگي هايي اند كه به راحتي قابل شناسايي مي باشند. قران کریم سیمای منافقین را کاملا مشخص کرده است ..و ما هم با استناد به قران دقیقا میتوانیم بفهمیمی چرا جنبش موسوم به سبز منافق هستند ...قضاوت با دوستان .. از نشانه های منافقین در قران : 1-دروغگويي در سوره «منافقون» اولين خبري كه قرآن به پيامبر(ص) و مومنان به پيامبر مي دهد، دروغگويي منافقان است. «اي رسول ما، چون منافقان نزد تو آمده و گفتند كه ما به يقين و حقيقت گواهي مي دهيم كه تو رسول خدايي، خدا مي داند كه تو رسول اويي و خدا هم گواهي مي دهد كه منافقان دروغ مي گويند. سخن هاي (دروغ) خود را سپر جان خويش (و مايه فريب خلق) قرار داده اند تا بدين وسيله راه خدا را ببندند كه آنچه مي كنند بسيار بد مي كنند.» (منافقون، 1 و 2) اولين ويژگي ادبيات آنها دروغگويي است، دروغ را براي فريب مردم مي گويند، عملي بد و شكننده انسجام عمومي كه موجب از بين بردن فرصت ها براي تحقق اهداف جمعي مومنان مي شود. بعد از انتخابات دیدیم که موسوی و کروبی چقدر دروغ گفتند و البته بعد از چند روز دروغهایشان لو رفت ......اولین دروغ بزرگ این منافقان سبز القای تقلب توسط موسوی در شب انتخابات بود .. 2- ادعاي ايمان ادعاي ايمان آنها جنبه دفاعي دارد، در مقابل اعراض و اعتراض شكننده مردم از آنها. چون اگر حقيقت قلبي اشان را ابراز نمايند مردم از آنان روي گردان مي شوند! پس امكان زندگي برايشان نيست تا چه رسد كه بتوانند به جايگاه هاي مختلف اجتماعي نيز دست پيدا كنند. لذا اقدام به اظهار ايمان به پيامبر(ص) يا ولي جامعه و قوانين موضوعه دين مي كنند. منافقین سبز هم از قران و ائمه اطهار ع استفاده میکنند تا خودشان را بر حق نشان دهند و مردم را فریب دهند 3- عدم درك واقعي از جامعه منافقين درك واقعي از شرايط زندگي مردم و جامعه ندارند (منافقون، 3) به همين دليل نوع گفته ها و اعمالشان مغاير با اهداف جامعه است. برای همین بدون شناخت بدنبال انقلاب مخملی بودند 4- آراستگي ظاهر آنها اهل ظاهرند، ظاهرشان آراسته است، با ظاهري مدعيانه در صحنه هاي اجتماعي حاضر مي شوند، در مقابل حق و حقايق جامعه انعطاف ناپذيرند و همواره نسبت به ديگران بدگمان بوده و از هر كاري كه براي مردم صورت مي گيرد احساس ترس مي كنند (منافقون، 4) ظاهر موسوی و کروبی و خاتمی را اگر دقت کنید میبینید که چقدر سعی دارند خودشان را بنده خالص خداوند نشان دهند 5- تكبر و نخوت، فسق و گناه چنين كساني اهل تكبر و نخوت اند، خودمحور و مستكبرند (منافقون، 5) اهل فسق و گناه هستند و تش

مطالعه ادامه این نظر ...
دلایل نفاق جنبش سبز از دیدگاه قران افراد دوچهره كه معمولا به حسب ويژگي هاي شخصيتي به دنبال منافع فردي، گروهي و باندي خود هستند، از منظر قرآن داراي ويژگي هايي اند كه به راحتي قابل شناسايي مي باشند. قران کریم سیمای منافقین را کاملا مشخص کرده است ..و ما هم با استناد به قران دقیقا میتوانیم بفهمیمی چرا جنبش موسوم به سبز منافق هستند ...قضاوت با دوستان .. از نشانه های منافقین در قران : 1-دروغگويي در سوره «منافقون» اولين خبري كه قرآن به پيامبر(ص) و مومنان به پيامبر مي دهد، دروغگويي منافقان است. «اي رسول ما، چون منافقان نزد تو آمده و گفتند كه ما به يقين و حقيقت گواهي مي دهيم كه تو رسول خدايي، خدا مي داند كه تو رسول اويي و خدا هم گواهي مي دهد كه منافقان دروغ مي گويند. سخن هاي (دروغ) خود را سپر جان خويش (و مايه فريب خلق) قرار داده اند تا بدين وسيله راه خدا را ببندند كه آنچه مي كنند بسيار بد مي كنند.» (منافقون، 1 و 2) اولين ويژگي ادبيات آنها دروغگويي است، دروغ را براي فريب مردم مي گويند، عملي بد و شكننده انسجام عمومي كه موجب از بين بردن فرصت ها براي تحقق اهداف جمعي مومنان مي شود. بعد از انتخابات دیدیم که موسوی و کروبی چقدر دروغ گفتند و البته بعد از چند روز دروغهایشان لو رفت ......اولین دروغ بزرگ این منافقان سبز القای تقلب توسط موسوی در شب انتخابات بود .. 2- ادعاي ايمان ادعاي ايمان آنها جنبه دفاعي دارد، در مقابل اعراض و اعتراض شكننده مردم از آنها. چون اگر حقيقت قلبي اشان را ابراز نمايند مردم از آنان روي گردان مي شوند! پس امكان زندگي برايشان نيست تا چه رسد كه بتوانند به جايگاه هاي مختلف اجتماعي نيز دست پيدا كنند. لذا اقدام به اظهار ايمان به پيامبر(ص) يا ولي جامعه و قوانين موضوعه دين مي كنند. منافقین سبز هم از قران و ائمه اطهار ع استفاده میکنند تا خودشان را بر حق نشان دهند و مردم را فریب دهند 3- عدم درك واقعي از جامعه منافقين درك واقعي از شرايط زندگي مردم و جامعه ندارند (منافقون، 3) به همين دليل نوع گفته ها و اعمالشان مغاير با اهداف جامعه است. برای همین بدون شناخت بدنبال انقلاب مخملی بودند 4- آراستگي ظاهر آنها اهل ظاهرند، ظاهرشان آراسته است، با ظاهري مدعيانه در صحنه هاي اجتماعي حاضر مي شوند، در مقابل حق و حقايق جامعه انعطاف ناپذيرند و همواره نسبت به ديگران بدگمان بوده و از هر كاري كه براي مردم صورت مي گيرد احساس ترس مي كنند (منافقون، 4) ظاهر موسوی و کروبی و خاتمی را اگر دقت کنید میبینید که چقدر سعی دارند خودشان را بنده خالص خداوند نشان دهند 5- تكبر و نخوت، فسق و گناه چنين كساني اهل تكبر و نخوت اند، خودمحور و مستكبرند (منافقون، 5) اهل فسق و گناه هستند و تشويق به كارشكني مي كنند، خود را عزيز و ديگران را ذليل مي پندارند. (منافقون، 6 و 8) 6- خشن، تندخو، بخيل و حسود زبانشان خشن، تند و بد است، تندخويي و خشونت در زبانشان جاري است. اهل بخل و حسادت اند و در عرصه جمع مال و منال حريص اند.(احزاب 19) منافقین سبز در اعتشاش نهایت خشونت خودشان را نشان دادند 7- فرصت طلبي در بهره گيري از موقعيت ها و شرايط مختلف «فرصت طلب اند» و به دنبال هر اتفاق و حادثه يا رويدادي، منافع خود را مي جويند (نساء، 73) منافقین سبز همیشه منتظرند تا مناسبتی شود و سو استفاده کنند مثل ۱۳ آبان و روز و قدس 8- خدعه و نيرنگ منافقان اهل نيرنگ و فريبكاري اند، براي رسيدن به منافع و اهدافشان با توسل به نيرنگ و فريب كاري اقدام مي كنند (بقره، 9) موسوی و کروبی با حضور در مراسم ترحیم و سر قبرهای خالی و زنده ها سعی داشتند افکار عمومی را فریب دهند 9- مريضي قلب قلب آنها مريض است (بقره، 10) و از قلب مريض آنها جز مريضي چيزي عايد جامعه نمي شود. 10- اصلاح طلبي كاذب آنها با شعار اصلاح گري فسادانگيزي مي كنند. اصلاح طلبي پوششي براي فسادكاري هاي مختلف آنان است، وقتي به آنها مي گويي فساد نكنيد، دست از خرابكاري برداريد، اين كارها براي جامعه مفسده دارد، مي گويند: ما جز اصلاح جامعه و اصلاح طلبي كاري نمي كنيم. (بقره،11) 11- مسخره كردن اهل نفاق اهل ايمان و ولايت را به سخره مي گيرند. ادبياتشان، دست انداختن مؤمنان و پيروان ولايت است (بقره، 14) البته آنها سفي و نادانند و خودشان نمي دانند. (بقره،13) اگر در گفتار و رفتارشان كمي دقت صورت گيرد سفاهت و ناداني هويداست، به سخره گرفتن مؤمنان اهل عمل، حرص و طمع، خشك و خشن بودن و... نشانه هاي سفاهت و بلاهت است كه دامن دو چهرگان را گرفته است. منافقین سبز تا تونستند انقلاب و احمدی نژاد و طرفدارانشان را با شعارهای زنند ه تمسخر کنند 12- فتنه انگيزي آنها در بين مسلمين فتنه انگيزي مي كنند (توبه، 47) آنان همواره در دودلي و شك و ترديدند، هيچگاه نمي توانند به استحكام اهل ايمان تصميم گيري نمايند. كارهايي كه قرار است انجام دهند، با ترديد و دودلي با آن مواجه مي شوند، مي آيند يا نمي آيند، اين كار را مي كنند يا نمي كنند، مدت ها در ترديد و شك و دودلي هستند تا بالاخره به يك سمتي بغلطند. (توبه، 45) 13- شادماني از ناراحتي رهبر منافقان از غم و غصه و مصيبتي كه به پيامبر و ولي جامعه مي رسد، شادمانند و از شادماني و موفقيت ايشان ناراحت مي شوند. (توبه،50) 15- پناهندگي به هر مخفيگاه منافقان هنگام ترس از اعمالي كه عليه جامعه مرتكب شده اند، هر پناهگاهي بيابند به آن پناه مي برند، چه كوه باشد و چه كشورهايي كه از دشمنان جامعه اسلامي اند.(توبه، 57) 16- عيب جويي از ويژگي هاي ديگر دو چهرگان بي ايمان عيب جويي است، اصولاً به دنبال گفتن عيوب و جستن عيب براي افشاي آن هستند چه راست باشد چه دروغ. (توبه،79) 17- اذيت رهبر آنها اهل اذيت نمودن پيامبر(ص) و ولي جامعه اند، يكرنگي رهبري اسلام و زلالي او را بستري براي اذيت و آزار قرار مي دهند. (توبه،61) 18- ترس از افشاي ماهيت قلبي منافقان به شدت از رو شدن دستشان مي ترسند، به صورت وحشتناك از افشا شدن حقيقت قلبي اشان در هراسند (توبه،64) و البته در باطل فرو مي روند (توبه، 65) آنها به منكر امر مي كنند و از معروف نهي كننده اند. (توبه،67) ۱۹ - رياكاري منافقان اهل رياكاري اند، ريا و تظاهر از ويژگي هاي آنان است و اگر به نماز حاضر مي شوند براي رياكاري است. (نساء، 142) ۲۰- بي هدفي از ديگر ويژگي هاي مهم منافقان اين است كه هدف ندارند. (نساء، 143) كسي كه هدف ندارد نمي تواند برنامه هم داشته باشد، كسي كه برنامه ندارد در سخن گفتن جز عيب جويي، بدگويي و خراب كردن اهل ايمان داراي برنامه راهي ندارد. ۲۱- پخش شايعه پخش شايعه جزء كارهايشان است. (نساء، 83) کروبی که استاد و متخصص پخش شایعه می باشد ...مثل ادعای تجاوز در کهریزک ۲۲- دوستي با كفار اهل دوستي با كفار هستند، در داشتن رابطه دوستي با كفار اكراهي ندارند. (نساء، 139) منافقین سبز با همکاری با بی بی سی بهاییها و صدای آمریکا و انگلیس و جورج سوروس و ..... نیز با حذف شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس و اسرائیل با این کفار ثابت کردند حال قضاوت با دوستان است ...اگر در رفتار و اعمال موسوی و کروبی و جنبش سبز دقت کنید میبینید دقیقا مصداق آیات قران هستند و منافق هستند


ارسال شده توسط ميهمان در دوشنبه، 31 خرداد ماه ، 1389
  لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد سياسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني


پربازدیدترین مطلب در زمینه سياسي:
مير حسين موسوي چه خواهد شد؟


  امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


  انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


تمامي مطالب اين سايت متعلق به انجمن دانشجويان و دانش آموختگان بجستان مي باشد

استفاده از مطالب فقط با ذكر منبع مجاز مي باشد
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.12 ثانیه
Template Design By: M. Nazarnezhad