 در همایش هم اندیشی دهم فروردین امسال یک مدل مطالعاتی خدمت علاقمندان به توسعه و ارتقاء دانش فردی ارائه نمودم. یکی از خواهران که دانشجوی یکی از رشته های هنر می باشند فرمودند که لازم بود در مدل ارائه شده، مطالعه در زمینه هنر هم جای میگرفت. همانجا حق را به ایشان دادم اما شاید نداشتن ذوق هنری مصطلح!!! مرا قانع به ضرورت و نیاز مطالعه در این زمینه نمیکرد. این موضوع فکرم را مشغول داشت تا تصمیم به قلمی نمودن این سطور گرفتم.
نگرش به هر رشته دانشگاهی و در مفهومی عام تر به هر حرفه دو گونه میتواند باشد. یک نگرش این که رشته و یا حرفه، وسیله ارضاء خواسته های درونی شخص برای فعال بودن و از ورای آن کسب درآمد برای معیشت زندگی است. نگرش متعالی تر این که رشته و یا حرفه زمینه بالفعل درآوردن استعدادهای بالقوه فرد برای تاثیرگذاری مثبت بر روند امور جامعه می باشد که با تحقق این هدف قطعا هدف نهفته در نگرش نوع اول نیز محقق خواهد شد.
به ضرس قاطع میتوان گفت بارزترین عرصه برای تاثیرگذاری در جامعه عرصه هنر می باشد. هنر مند میتواند با تکیه بر ابزار هنری که می آموزد و با مطالعه در زمینه های مختلف جهت کسب حداقل اطلاعات برای درک تحلیل های متخصصین در زمینه های مربوطه، ذوق و سلیقه هنری خود را بکار گرفته و با ظرافت خاصی آنچه خوب است در جهت ترویج آن در جامعه، آنچه نارسائی است در جهت روشن نمودن ان برای مسئولین و انچه از طرف حاکمیت به آن بی توجهی میشود در جهت جلب توجه حاکمیت به آن، بکوشد.
اگر با نگرش دومی که عنوان شد به هر رشته و حرفه بنگریم، رسالتی جز انچه برای یک هنرمند مطرح شد برای صاحبان حرفه های مختلف نمی توان قائل شد. به عبارتی شاغل در هر رشته و حرفه اگر چنین نگرشی داشته باشد خود هنرمندی قهار در رشته و یا حرفه خود خواهد بود. صد البته که مسئولیت یک هنرمند جهت ارائه یک کار هنری با نتیجه مطلوب به مراتب سنگین تر از شاغلین دیگر رشته ها است. زیرا گستره و دامنه فعالیت های یک هنرمند می تواند هر آنچه انسان به عنوان یک موجود زمینی با آن سروکار دارد باشد، اما دامنه فعالیت دیگر رشته ها و حرفه ها محدود به همان رشته و حرفه می گردد. کسی که حرفه پزشکی دارد نهایت انجام وظیفه هنرمندانه اش محدود به همان حرفه پزشکی می گردد. اما کسی که حرفه اش هنر است می تواند در توجه دادن جامعه و مسئولین در کلیه امور جامعه ایفای نقش نماید.
حال برگردیم به همان الگوی مطالعاتی ارائه شده. آیا فکر نمی کنید اگر بخواهید هنرمندانه(خلاقانه) در رشته و حرفه خود انجام وظیفه نمایید لازم است یک اشراف نه چندان عمیق ولی گسترده بر علوم مختلف انسانی داشته باشید؟ که البته این مهم برای فعالان عرصه هنر ضروری تر می نماید. در ادامه بنا دارم به ذکر دو موضوع که حتی جامعه ایرانی نیز آسیبهایی از محل آنها دیده و در عرصه هنر به آن توجه نشده بپردازم که بنده دلیل اصلی این بی توجهی را فراگیر نبودن دامنه اطلاعات فعالان عرصه هنر می بینم.
موضوع اول: در دو سه سال اخیر علم اقتصاد و مدیریت که مهمترین ابزار لازم برای اداره امور جامعه می باشند به طرز بی سابقه ای مورد بی مهری قرار گرفته اند که البته نتیجه این بی مهری شرایط اقتصادی فعلی است که همه مان شاهد آن هستیم و با مراجعه به بازار به قصد خرید کالا های مختلف وضعیت انرا به خوبی حس می کنیم. و اما بی مهری مضاعف به این دو مقوله، بزعم اینجانب این است که تاکنون کمتر اثر هنری در پررنگ نمودن این عدم توجه و بی مهری مسئولین را شاهد بوده ایم. اما اگر کم توجهی یا کم لطفی به فعالان عرصه فرهنگ یا سیاست شود فورا آثار هنری در این زمینه ها روانه بازار محصولات فرهنگی می شود.
موضوع دوم: چند سال قبل بنا بود جشنی در تخت جمشید برگزار شود که با فضا سازیهای مخرب این امر محقق نشد. متعاقب این اتفاق یا به عبارتی عدم اتفاق یکی از مسئولین ارشد کشور نیز این کار را نادرست دانسته و از تخت جمشید به عنوان یک اثر باستانی که محل جرم و جنایت های فراوانی در دوران های گذشته بوده یاد شد. چند سال بعد از آن به کمین نشستگان تخریب سابقه تاریخی شکوهمند ایران در آمریکا با ساخت یک فیلم سینمایی(فیلم سی صد) توانستند با خلق یک اثر هنری، تاریخ کهن ایران را برای بینندگان فیلم مخدوش و حتی بعضی حوادث را وارونه جلوه دهند.تا مدتها برای کم اثر کردن این اثر هنری تلاشهای فراوانی از سوی ایرانیان در اقص نقاط جهان صورت میگرفت. اما آیا بهتر نبود ابتدا خودمان تاریخ کهن کشورمان را پاس میداشتیم سپس در جهت ساخت یک اثر هنری برای نمایش شکوه و عظمت تمدن ایرانی در انظار جهانیان گام بر میداشتیم؟ که البته اگر هم بعضا بوی جرم و جنایت از گوشه هایی از سابقه تاریخی این سرزمین کهن استشمام می شود حتی اگر در درون چنین اثر هنری گنجانده شود چیزی از شکوه و عظمت تمدن ایرانی کم نمی کند.
اگر بنا باشد در ذکر نقاط ضعف و قوت فعالان عرصه های مختلف کشور بنویسیم مثنوی هفتاد من می شود اما این کار سودی در بر ندارد. انچه مفید است قدم بر داشتن در جهت رفع کاستیها و ضعف ها و به موازات آن مغرور نشدن از وجود نقاط قوت و استعداد های باقوه و بالفعل در گوشه گوشه این کشور دارای سابقه تاریخی شکوهمند است. اگر چنین کنیم بستر رشد فراهم شده و قطعا با استفاده مناسب از فرصتها زمینه پیشرفت و تعالی کشور نیز فراهم خواهد شد. در گام برداشتن در این راه تفاوتی بین هنرمند و معلم و مهندس و پزشک و بازاری نیست. هر کس با هر رشته و حرفه اگر بخواهد هنرمندانه و خلاقانه قدم در مسیر پیشرفت و تعالی خود و جامعه بردارد باید مطالعه را کار هر روز خود نماید که الگوی مطالعاتی ارائه شده شاید حد اقلی برای این مهم باشد.
در پایان یاد آور می شوم اگر میخواهیم هنرمندانه و خلاقانه هم کار و هم زندگی کنیم باید دارای استقلال فکری و آزاداندیش بود چرا که هنر و خلاقیت در بستر و فضایی آزاد از هر گونه محدودیتی محقق شده و توسعه و تعالی را بدنبال خواهد داشت.
|