|
آثار باستانی شهر مان به تاراج می رود
|
|
|
|  saeed می نویسد
بجستان شهری با دیرینه ای نشناخته و داستان آغازش بزرگتر از اندازه تخیل مردمانی که به آن می اندیشند داستانهایش سینه به سینه از مادران و پدران به فرزندان رسیده و باشد که فرزندان درصدی از آن را به کودکانشان بسپارند وتو در اندک کتابی می توان نامی از آن یا شخصیتی از آن را ببینی معمولا رنگ و روی گذشته هر شهری را می توانی در آثار بجا مانده از آن در یابی به هر شهری که سرک می کشی موزه مردم شناسی آن شهر است که تار و پودی از ساختار حقیقی آن شهر بر ذهنت طرحی از اصالت مردمانش میکشد و نمایی زیبا از مردمانی که هنوز فرهنگشان دچار یکدستگی تمدن نشده درکمند نگاهت می گیری چه کسی می داند خانه های سنتی که سالها هنر معاری پدرانمان را بدوش کشیده اینک چگونه درد گذر زمانه راتحمل می کنند و چگونه تن به تیشه ترمیم می دهند گچکاریهایش ؛ کاشی های قدیمی و دست سازش ؛ خشتها و آجرها در ها و قفلهایش همه و همه به آن درها نگاه کرده اید برای ساخت هر میخش ساعتها قلم و چکش بکار رفته اینک چگونه از درد بی توجهی تن به زبانه آتش مسپارند تا جای خود را به MDF واگذارند و تو در میان زغالهای نیم سوخته هنر پدرانت را نظاره می کنی آنان میروند تا آیندگان ندانند گذشتگان بجای هنر گرافیک چه می کردند هر ماشین قراضه فروشی که می بینی بی شک تعداد ظروف مسی چکش کاری شده قدیمی را با خود می برد شاید در طرحی نو و قالب کاری شده دوباره برگردد از ظرف سفالی که تا چند دهه قبل به شهرهای مجاور صادر می شد دیگر نشانی نمانده و مهر بطلان زمانه که بر عمر خالقانش خورده گویی به نوعی بر پیکره آنان زده شده شاید به موزه مردم شناسی یک شهر سر زده باشید آیا در آنجا ندیده اید وسایلی که هنوز در برخی خانه پدربزرگها و مادربزرگهای ما هست به منظر نظر سیاحان فرهنگی در پشت شیشه محفوظ ساخته اند نمی دانم نهادی در بجستان هست که خانه های زیبای قدیمی را کنترل کند شاید که هجوم تمدن ساختارش را نابود نسازد آیا نهادی هست که قدم بر عرصه جمع آوری ظرف ، اشیا ، درها و وسایل قدیمی کند ؟؟؟ و من بجستانی توی بجستانی در این راه چه کردیم؟؟
نکته : نويسنده: سعید شفیق
|
|
|
| |
لینکهای مرتبط |
|
امتیاز دهی به مطلب |
|
انتخاب ها |
|
|