 در وبلاگی به نام " مراقبه های اشو" مطلبی با عنوان و شرح ذیل مطالعه می کردم. زندگي با حداقل امكانات
انسانها از آنچه با خود به شكل نهان دارند، بي خبرند و با حداقل امكانات خود زندگي مي كنند. امروزه روانشناسان بر اين باورند كه حتي انسانهاي نابغه هم فقط پانزده درصد از هوش خود را استفاده مي كنند. انسانهاي معمولي تنها از پنج تا هفت درصد از هوش خود استفاده مي كنند. اين درباره هوش است و هيچكس براي عشق اهميتي قايل نيست. وقتي به انسانها مي نگرم، مي بينم كه به ندرت كساني يافت مي شوند كه از انرژي عشق استفاده مي كنند. اين انرژي منبع واقعي شادي و سرور است. ما هفت يا حداكثر پانزده درصد از هوش مان را استفاده مي كنيم. بنابراين حتي بزرگترين نوابغ، با حداقل امكانات زندگي مي كنند. هشتاد و پنج درصد از هوش آنها بدون استفاده باقي مي ماند. و هيچكس نمي داند اگر از صد در صد هوش استفاده شود، چه اتفاقي خواهد افتاد. ما حتي پنج درصد از انرژي عشق خود را نيز به كار نمي گيريم. ما پيوسته در بازي عشق، در حال وانمود كردن هستيم. هوش، شما را به واقعيات دنياي بيروني نزديك مي كند. در حاليكه عشق، شما را به دنياي درون رهنمون مي شود. هيچ راه ديگري وجود ندارد. عشق تنها راه شناخت دنياي دروني است. ضمن مطالعه این مطلب، یاد نامی از نامهای روز قیامت افتادم. یاد "یوم الحسره" روزی که انسانها حسرت خواهند خورد به آنچه میتوانسته اند و شایسته بوده است که در دنیا انجام دهند و انجام نداده اند. میگویند اینشتین بزرگترین دانشمند معاصر هم بیش از ده درصد هوش خود را استفاده نکرده بود. یعنی این دانشمند بزرگ هم با حد اقل امکاناتی که خدا به او ارزانی داشته زندگی میکرده است. با این وصف فکر میکنید ما انسانهای عادی از چند درصد هوشمان استفاده میکنیم؟ ما چقدر از امکاناتی که خداوند متعال به تک تک ما انسانها ارزانی داشته بهره میگیریم؟ به قول نویسنده وبلاگ مذکور میزان استفاده بشر از انرژی عشق که خدا در وجود انسانها بودیعت گذاشته که وضعیتی اسفناک تر از میزان استفاده از هوش او دارد. "هوش" نماد عقل(ذهن) است و "عشق " نماد احساس(قلب). اینکه بخواهیم از این دو نعمت عظیم خدادادی استفاده ای حد اقلی در زندگی مان ببریم پیشکش همه مان، لااقل سعی کنیم این دو را در وجود خودمان بشناسیم بعد یاد بگیریم چگونه از انها در "زندگی" که بسبب آندو خداوند به ما هدیه کرده بکار گیریم. در مرحله بعد به استفاده حد اقلی از آنها همت بگماریم و سعی کنیم روز بروز بر عمق شناخت و میزان بهره مندی مان از آنها بیافزاییم. که اگر چنین کنیم وجود خدا را بیش از پیش در زندگیمان حس خواهیم کرد و روز قیامت و یا بهتر است بگوییم همان "یوم الحسره" کمتر حسرت خواهیم خورد. ما به نسبت زمانی از عمرمان که استفاده آگاهانه از نعمتهای بیشمار خداوند داشته باشیم حضور خداوند را همراه خودمان احساس خواهیم کرد و شاید حسرت انسانها در" یوم الحسره" هم حسرت همان لحظات زندگی باشد که حضور خدا را همراه خودمان احساس نمیکنیم.
|