منوی اصلی |
|
 | لینکهای سریع |
 | مطالب سایت |
 | بخش خبری |
 | بخش کاربری |
 | امکانات سایت |
 | دیگر بخشها |
|
|
مقالات |
|
آمار بانك اطلاعاتي |
|
تعداد دانش آموختگان: 7
مرد: 6
زن: 1
تعداد دانشجویان: 11
مرد: 11
زن: 0 ----------------------------------مجموع: 18---------------------------------- [جستجو در پایگاه اطلاعاتی]
|
|
 |
 |
|
|  یاعلی هنوز مدینه النبی بوی تورامی دهد .ازکوفیان وجور وبی وفایی انها نمی گویم .ازمدینه میگویم .ازبدر واحدیادی میکنم ازصحابه رسول الله ازشهدای بدرمی پرسم .ازغزوه خندق وان جدال بزرگ که رسول خدا دران باره گفت برزالاسلام کله مع الکفرکله(امروزهمه اسلام دربرابرهمه کفرایستاده ومبارزه میکند)یادی میکنم. ازشب لیله المبیت نشانی می جویم وقتی دربسترحبیبت پیامبر خوابیدی وازشمشیرهای برامده ازجهل وکفرونادانی نهراسیدی .براستی علی توکیستی ازهمسر بهترین زنان همیشه تاریخ میگویم ازکسی که اگر علی نبود هیچ کس از ادمیان همترازاونمی شدبله ازهمسرفاطمه س و از صاحب حوض کوثر یادمی کنیم وازاینجا سربراستان رواق شریف ومقدسش میساییم وازاوشفاعت میجوییم ورهایی از ظلمت هارامیطلبیم. شب ضربت خوردن مردمردان شاه خوبان پدرسیدالشهدا وهمسر بتول وپسرعموی حبیب الله حضرت علی ع رابه همه شیعیان ودوستداران ان یگانه دهر تسلیت وتعزیت عرض میکنم واغاز شبهای جاودان قدراگرامی میداریم
ادامه متن ... |
|
|
|
|  
فراز۴۴ از دعای صحیفه سجادیه:
...ما را دراين ماه توفيف ده تا به خويشاوندان خود نيکي و پيوند کنيم و به همسايگان از راه ا حسان و بخشش رسيدگي کنيم و اموال خود را از مظالم پاک نمائيم و با بيرون کردن زکات آن را پاکيزه کنيم و با آن کس که با ما قهر کرده، آشتي کرده و به ما ستم نموده به انصاف برخاسته و با دشمن مدارا کنيم، مگر آن که دشمني با او به خاطر تو و در راه تو بوده، زيرا او دشمني است که هرگز با وي دوستي ننمائيم و حزبي است که دل با او صاف نکنيم و ما را توفيق ده که در آن به تو تقرب جوئيم در سايه اعمال شايسته اي که ما را به آن از آلودگي معاصي پاک نمايي، و درآن از عيوب تازه بازداري تا هيچ يک از فرشتگانت جز مرتبه اي پايين تر از آن چه ما به جا آورده ايم از ابواب طاعت و انواع تقرب به سويت به محضرت عرضه نکنند...آمین...
ادامه متن ... |
|
|
|
|  saeed می نویسد:
بجستان شهری با دیرینه ای نشناخته و داستان آغازش بزرگتر از اندازه تخیل مردمانی که به آن می اندیشند داستانهایش سینه به سینه از مادران و پدران به فرزندان رسیده و باشد که فرزندان درصدی از آن را به کودکانشان بسپارند وتو در اندک کتابی می توان نامی از آن یا شخصیتی از آن را ببینی معمولا رنگ و روی گذشته هر شهری را می توانی در آثار بجا مانده از آن در یابی به هر شهری که سرک می کشی موزه مردم شناسی آن شهر است که تار و پودی از ساختار حقیقی آن شهر بر ذهنت طرحی از اصالت مردمانش میکشد و نمایی زیبا از مردمانی که هنوز فرهنگشان دچار یکدستگی تمدن نشده درکمند نگاهت می گیری چه کسی می داند خانه های سنتی که سالها هنر معاری پدرانمان را بدوش کشیده اینک چگونه درد گذر زمانه راتحمل می کنند و چگونه تن به تیشه ترمیم می دهند گچکاریهایش ؛ کاشی های قدیمی و دست سازش ؛ خشتها و آجرها در ها و قفلهایش همه و همه به آن درها نگاه کرده اید برای ساخت هر میخش ساعتها قلم و چکش بکار رفته اینک چگونه از درد بی توجهی تن به زبانه آتش مسپارند تا جای خود را به MDF واگذارند و تو در میان زغالهای نیم سوخته هنر پدرانت را نظاره می کنی آنان میروند تا آیندگان ندانند گذشتگان بجای هنر گرافیک چه می کردند هر ماشین قراضه فروشی که می بینی بی شک تعداد ظروف مسی چکش کاری شده قدیمی را با خود می برد شاید در طرحی نو و قالب کاری شده دوباره برگردد از ظرف سفالی که تا چند دهه قبل به شهرهای مجاور صادر می شد دیگر نشانی نمانده و مهر بطلان زمانه که بر عمر خالقانش خورده گویی به نوعی بر پیکره آنان زده شده شاید به موزه مردم شناسی یک شهر سر زده باشید آیا در آنجا ندیده اید وسایلی که هنوز در برخی خانه پدربزرگها و مادربزرگهای ما هست به منظر نظر سیاحان فرهنگی در پشت شیشه محفوظ ساخته اند نمی دانم نهادی در بجستان هست که خانه های زیبای قدیمی را کنترل کند شاید که هجوم تمدن ساختارش را نابود نسازد آیا نهادی هست که قدم بر عرصه جمع آوری ظرف ، اشیا ، درها و وسایل قدیمی کند ؟؟؟ و من بجستانی توی بجستانی در این راه چه کردیم؟؟
نکته : نويسنده: سعید شفیق
|
|
|
|
|  یه روزی وقتی که به آرزوهات چشم دوختی ، می شنوی که خواسته ی تو ، آرزوی تو ؛ امید تو ؛ باور تو ؛ مال دیگری شده ؛ در یه لحظه دلت هری می یاد پایین ؛ در یه لحظه زیر پات خالی میشه ، در یه لحظه همه رنگها ، همه قشنگیا بی رنگ و سرد میشه ، یه لحظه سخت و طولانی که چون قرنی همه خواسته هات رو زیر و رو میکنه ، یه لحظه که همه چیز رو از دست رفته می بینی ؛ یه حس بد و غیر قابل توصیف سراغت میاد. دنبال جوابی که بدونی درست شنیدی و یا اینکه شوخی بوده ، برای همین به چهره طرفت نگاه می کنی اما به قدری خونسرد و بی تفاوت هست که هیچی از چهرش نمی تونی بفهمی ؛ نه از چهره اون می تونی بفهمی موضوع چی هست و نه خودت می خوای واسی خاطر دلت استدلال کنی ؛ و به جای هر فکری سعی می کنی لبخند بزنی و توکلت به خودش باشه چون مطمئنی اون برات بهترین رو در نظر داره و این رو باور داری و ساعت ها و روزها از اون لحظه تلخ و یا شاید لحظه پر کشیدن آرزو و یا شاید لحظه تجربه جدید ؛ تجربه ای که یاد بگیری در لحظه سخت همچنان امیدوار و شاد باشی میگذره اما همچنان آروم هستی و زندگی رو قشنگ می بینی چون باور داری اونی رو که همیشه و در همه حال مراقبت هست ... دل نوشته امروز : وقتی اوضاع به ظاهر بر وفق مراد نیست اگر ایمان داشته باشید باید توکل کنید بدانید هر چه پیش می آ ید به نفع شماست فقط ممکن است تا مدت ها حکمتش را نفهمید.
|
|
|
|  |
كمپين دعوت از خاتمي |
|
آمار کاربران |
|
نظرسنجی |
|
لینک دوستان |
|
بجستان
روستاهاي بجستان
گناباد
|
|