 با شروع فعالیت سایت و خروج از حالت وبلاگ و با شناختی که نسبت به غالب نویسندگان و نیز مرامنامه وبلاگ داشتم ملتمسانه از برادر نظرنژاد و عبدالهیان تقاضا کردم تا بعنوان یکی از اعضا شاگردی کنم و در این مکتب و در جوار دوستان نازنین بیاموزم. این اتفاق افتاد و در سایه مرامنامه که در ذیل دوباره تکرار شده ؛ نوشتن را آغاز کردم:
این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد. قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.
نویسندگان نیز اساتیدی چون دکتر عبدالهیان؛ مهندسین محمد و محمدرضا نظرنژاد؛دکتر قربانی؛ دکتر حسینی؛ ارش شفاعی؛ حمید رمضانی؛ مجید علیشاهی؛ حسین کریمیان؛مجتبی جانبیکی و ... بودند.
تردیدی نداشتم که در کنار این عزیزان میتوانم به آموزه های خود بیافزایم اما افسوس وصد افسوس که خیلی زود قلم نویسندگان کمرنگ شد و تا مرز خودحذفی پیش رفت و مرام نوشتن نیز از مدار خارج شد و سیاست زدگی و مناسبت نویسی حجم اصلی سایت را پرنمود. با این شیوه جایی و چیزی برای آموزش باقی نمی ماند و انگیزه ای جهت تلاش و ارتقای دانایی ها باقی نمی گذاشت؛ لذا سعی نمودم خود را از این گود خالی بیرون برم.
گرچه در فصلی (بهمن87 تا مهر88) و با مشاوره جناب مهندس نظرنژاد سعی فراوان در جذب نویسندگان جدید و دعوت چندباره از عزیزان قدیمی جهت خیزش دوباره نمودم و به افراد متعددی در این باره تماس گرفتم ولی درگیریهای انتخابات و مسایل بعد از آن برای بسیاری توجیه شانه خالی کردن از این مهم شده بود.
و زمانی که مجاب شدم که دیگر گویا قلبی برای بجستان نمی تپد خواه در بین دوستان قدیم و خواه در بین دوستان جدید. یا اینکه من یکی از علت های کناره گیری برخی دوستان هستم، تصمیم گرفتم که دیگر ننویسم. باشد که تلاش دیگران در بهانه ی سایه من عقیم نماند و به انجام رسد و دیگرباره شاهد تپش قلب و قلم برای آبادانی بجستان باشیم.
ادامه متن ... |