خوش آمدید به
صفحه اصلی حساب كاربری شما بانک اطلاعات موضوعات تالار گفتمان ارسال اخبار ۱۰ برتر
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 17 بهمن ماه ، 1390  

  منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
مطالب سایت
بخش خبری
بخش کاربری
امکانات سایت
دیگر بخشها


  آمار بانك اطلاعاتي
  تعداد دانش آموختگان: 12
  مرد:      11
  زن:        1
  تعداد دانشجویان:       13
  مرد:      13
  زن:        0
----------------------------------
مجموع:     25
----------------------------------

[جستجو در پایگاه اطلاعاتی]

  مقالات
· سازمانهای غیر دولتی و نقش آنها در افزایش مشارکت اجتماعی

انجمن دانشجويان و دانش آموختگان بجستان: يادداشت ها

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

به احترام آزادی٬ به بهانه ی قدس
يادداشت ها

bano می نویسد:

برخی جمله ها هستند که آدمی را ناگزیر می کنند چیزی را که می خواهد بنویسد از یاد ببرد . این را برای خودم می نویسم و تقدیم می کنم به مردم لیبی و قدس به امید رهایی تمام آزادی خواهان در هر کجای کائنات پروردگار ...

اگر حاضر نیستید برای آزادی بمیرید آن را از فرهنگ لغات خود حذف کنید ...
(مالکوم ایکس)

ادامه متن ...
ارسال شده در جمعه، 4 شهريور ماه ، 1390 توسط محمد نظرنژاد
(1 نظر | امتیاز:0)

زن امروز
يادداشت ها

دو مطلب اخیرم در مورد بجستان نیست اما آنها را به عنوان آخرین مطالب از من بپذیرید.
8مارس روز به پا خواستن زنان کارگری بود که در پی حق وحقوق انسانیشان برآمدند.و اگر ثمره خوبی نداشت ،حرکت زنان را در رسیدن به حقوقشان نفی نمیکند.
فمنیسم اسلامی فرزند ناخواسته اسلام سیاسی است. این اسلام سیاسی است که در واقع همه امور مربوط به جنسیت وحقوق زنان را سیاسی نموده است.شعار بازگشت به شریعت به طور گسترده وعملا از سوی طرفداران اسلام سیاسی تحمیل شده است، که هدفش بازگشت به متون سنتی فقه و علم حقوقی مسلما نان است قوانینی که حامی برداشت های واقع گرایانه از اسلام نیست .شریعت آن چیزی است که مسلمانان اعتقاد دارند ودر واقع راهی الهی است.در حالیکه فقه،سنت تاریخ بشری را نشان می دهد که در تلاش است تا احکام شریعت را در موقعیت های متفاوت باز شناساند،شریعت به عنوان قانون الهی غیر قابل تغییر است ولی فقه که از لحاظ تاریخی خلق شده قابل به تغییر است.
کما اینکه می بینیم در برهه ای از زمان زنان به واسطه همین شریعت از حق رای برخوردار نمی شوند وزمانی دیگر به آنان این حق رای داده می شود.
زنان مسلمان همواره با قوانینی روبرو بوده اند که اسلام گرایان در پی آن بودند تا با نام اسلام این قوانین را به ایشان تحمیل نمایند وهمواره این پرسش مطرح بوده است که همه آن عدل وبرابری که از متن قران فهمیده می شودوهدف اصلی اسلام است ،در کجای این قوانین قرار گرفته است؟
سنت وفقه مرد سالاری که ساخته بشر است،همانند خود قرآن مقدس تلقی می شود وبه چالش کشیدن وبه بوته نقد گذاشتن آن نیز مردود است.
ورود بانوان به عرصه اجتماع لزوما به معنای ورود آنان به دنیای مردان نیست.
اگر در کشورمان مثلا وزارتخانه ای با نام زنان تاسیس می شد که بانوان می توانستند مطالباتشان را از طریق آن پیگیری نمایند.مطمئنا مسائل بانوان به عنوان مسئله ای بحث برانگیز وحاد تلقی نمی شد.
زمانی مصاحبه گری از دکتر شریعتی پرسید به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم وایشان در جواب گفتند:لازم نیست شما لباسی بدوزید و بر تنش کنید   ،فکرزن را اصلاح کنید اوخودتصمیم می گیرد که چه لباسی برازنده اوست.
با همه کس در آمیز وبا هیچ کس آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است ونه باارزش

ادامه متن ...
ارسال شده در پنجشنبه، 26 اسفند ماه ، 1389 توسط اعظم پردل
(2 نظر | امتیاز:0)

چرا اينجا نمي نويسم؟؟
يادداشت ها

با شروع فعالیت سایت و خروج از حالت وبلاگ و با شناختی که نسبت به غالب نویسندگان و نیز مرامنامه وبلاگ داشتم ملتمسانه از برادر نظرنژاد و عبدالهیان تقاضا کردم تا بعنوان یکی از اعضا شاگردی کنم و در این مکتب و در جوار دوستان نازنین بیاموزم. این اتفاق افتاد و در سایه مرامنامه که در ذیل دوباره تکرار شده ؛ نوشتن را آغاز کردم:

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

نویسندگان نیز اساتیدی چون دکتر عبدالهیان؛ مهندسین محمد و محمدرضا نظرنژاد؛دکتر قربانی؛ دکتر حسینی؛ ارش شفاعی؛ حمید رمضانی؛ مجید علیشاهی؛ حسین کریمیان؛مجتبی جانبیکی و ...  بودند.

تردیدی نداشتم که در کنار این عزیزان میتوانم به آموزه های خود بیافزایم اما افسوس وصد افسوس که خیلی زود قلم نویسندگان کمرنگ شد و تا مرز خودحذفی پیش رفت و مرام نوشتن نیز از مدار خارج شد و سیاست زدگی و مناسبت نویسی حجم اصلی سایت  را پرنمود. با این شیوه جایی و چیزی برای آموزش باقی نمی ماند و انگیزه ای جهت تلاش و ارتقای دانایی ها باقی نمی گذاشت؛ لذا سعی نمودم خود را از این گود خالی بیرون برم.

گرچه در فصلی (بهمن87 تا مهر88) و با مشاوره جناب مهندس نظرنژاد سعی فراوان در جذب نویسندگان جدید و دعوت چندباره از عزیزان قدیمی جهت خیزش دوباره نمودم و به افراد متعددی در این باره تماس گرفتم ولی درگیریهای انتخابات و مسایل بعد از آن برای بسیاری توجیه شانه خالی کردن از این مهم شده بود.

و زمانی که مجاب شدم که دیگر گویا قلبی برای بجستان نمی تپد خواه در بین دوستان قدیم و خواه در بین دوستان جدید. یا اینکه من یکی از علت های کناره گیری برخی دوستان هستم، تصمیم گرفتم که دیگر ننویسم. باشد که تلاش  دیگران در بهانه ی سایه من عقیم نماند و به انجام رسد و دیگرباره شاهد تپش قلب و قلم برای آبادانی بجستان باشیم.

ادامه متن ...
ارسال شده در پنجشنبه، 14 بهمن ماه ، 1389 توسط رضا عظیمیان
(17 نظر | امتیاز:0)

آدمهاي بزگ٬ كوچك و متوسط
يادداشت ها

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد

ارسال شده در سه شنبه، 18 آبان ماه ، 1389 توسط محمد نظرنژاد
(نظر دهيد! | امتیاز:5)

زندگي با حد اقل امكانات و روز حسرت
يادداشت ها


در وبلاگی به نام " مراقبه های اشو"  مطلبی با عنوان و شرح ذیل مطالعه می کردم.
 زندگي با حداقل امكانات

ادامه متن ...
ارسال شده در شنبه، 15 اسفند ماه ، 1388 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني
(3 نظر | امتیاز:5)

خاطرت دوران تحصيل(4)
يادداشت ها


سال 1357 که انقلاب به پیروزی رسید کلاس دوم دبستان بودم. بعد از 22 بهمن تا پایان سال تقریبا مدارس تعطیل بود. از مدتها قبل از 22 بهمن تا مدتی بعد از آن در تمام شهرهای ایران از جمله بجستان راهپیمایی بر علیه رژیم شاه و در حمایت از انقلاب بر پا بود. در بجستان علاوه بر این راهپیمایی ها گروه های کوچکی از دانش آموزان هم در خیابان حرکت کرده و شعار میدادند. یک روز من هم همراه یکی از همین گروهها شدم که اگر اشتباه نکنم محمد عظیمیان سرگروه بود و ما تعدادی همراه ایشان در خیابان شعار میدادیم.

ادامه متن ...
ارسال شده در چهارشنبه، 7 بهمن ماه ، 1388 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني
(2 نظر | امتیاز:12)

خاطرات دوران تحصيل(3)
يادداشت ها


در سالهای تحصیل کمتر در امتحانات تقلب کرده ام. یک بار در درس فیزیک سال اول دبیرستان تقلب نمودم که آن هم یادداشت نمودن فرمولی کف دستم بود و بعد از امتحان متوجه شدم که توان یکی از پارامترهای فرمول را اشتباه  نوشته ام. به عبارتی نتیجه اولین تقلب به ضررم تمام شد.

ادامه متن ...
ارسال شده در جمعه، 18 دي ماه ، 1388 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني
(1 نظر | امتیاز:7)

خاطرات دوران تحصیل(2)
يادداشت ها


با داداشم علی که یه خورده (حدود یک سال و نیم) از من بزرگتره سال اول راهنمایی همکلاس شدیم و تا سال سوم راهنمایی هم با هم بودیم که ایشون دیگه به تحصیل ادامه نداد. (فکر نکنین من درسم بهتر بود نه داداشم درسش کم خوب بود و الان تنها رادیاتور ساز شهر بجستانه و اگه اونم مثل من درس می خوند شاید امروز بجستان با خلاء رادیاتور ساز ماشین مواجه بود.) سال اول راهنمایی یا دوم راهنمایی بودیم که مربی تربیتی مون آقای رستگار یه برنامه داد که اجرای صبحگاه رو بین دانش آموزا تقسیم کرده بود. یه روز رو برنامه این بود که داداشم علی قرآن بخونه و من هم دعا رو بخونم. هنوز چند روز به نوبت ما مونده بود که دغدغه داشتم و استرس زیادی بر من مستولی بود. طوری که ذهنم لحظه ای از موضوع رها نمیشد. البته داداشم خیلی ریلکس بود. حق داشت چرا شو ادامه مطلب رو بخونین.

ادامه متن ...
ارسال شده در چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني
(10 نظر | امتیاز:0)

خاطرات دوران تحصیل(1)
يادداشت ها


کلاس دوم دبستان بودم. معلممان آقای دادگر و رئیس مدرسه آقای علوی(خدای بیامرزش) بودند. مدرسه مان هم همان دبستان اسدی طوسی قدیم در مسیر مزار شهدا که در حال حاظر نیروی انتظامی شده است بود. بعدها این دبستان به نام دبستان شهید رئیس زاده تغییر نام و به مدرسه  روبروی منازل سازمانی نزدیک میدان آزادی منتقل گردید. روزی آقای دادگر مشقا رو میخواست خط بزنه. برای همین کاغذی رو سوراخ کرده بود و ضمن بازدید مشقا اونو روی کلمات بد نوشته شده قرار می داد که قبل و بعد کلمه مشخص نباشه و از ما میخواست که کلمه رو بخونیم. فکر کنم مشق درس "تصمیم کبرا" بود که آن روز نوشته بودیم. ایشان کاغذ سوراخ شده رو روی کلمه ای گذاشت و از من خواست تا اونو بخونم. هر چی نگاه کردم نمیتونستم کلمه رو بخونم. (باورتون میشه آدم مشقی بنویسه بعد خودش نتونه بخونه؟) بعد که معلم کاغذ رو برداشت متوجه شدم که اون کلمه "تصمیم" بوده. الان یادم نیست چه جوری نوشته بودم ولی هر چی بود امان از بدخطی. میدونین چرا؟ آخه اون روز به عنوان تنبیه مجبور بودم سنگی حدود  چهار پنج کیلویی روی دستام و بک پا برداشته از روی زمین ، مدتی کلمه تصمیم رو تکرار کنم تا خوب یاد بگیرم. البته خیلو زود یاد گرفتم و هرگز هم فراموش نکردم تازه نه تنها "تصمیم" نوشتن را و گفتن را یاد گرفتم بلکه حالا تصمیم گرفتن را نیز یاد گرفتم برای همین هم همیشه از خدا میخوام تا بصیرت ذهنی به من عطا کنه تا تصمیمات خوبی چه برای زندگی و چه در کارم بگیرم.

ادامه متن ...
ارسال شده در دوشنبه، 16 آذر ماه ، 1388 توسط محمد رضا نظرنژاد بجستاني
(4 نظر | امتیاز:0)

وصف توفیقات محمد عزیز و پیش کشی تبریکات
يادداشت ها

همه جای دنیا، مردم بزرگان و نخبگان خود را گرامی می­دارند، ولی ما برعکس بزرگانمان را فراموش می­کنیم و حقیران را احترام و منزلت می­دهیم. همین الان می­توانم ده نفر را نام ببرم که فرزندان خاک پاک بجستان هستند و همه جا دارای اسم و رسم ولی شما حتی نمیشناسیدشان یا نمی­خواهید بشناسیدشان.
همین بیخ گوش ما و شما پسری رشد کرد و بالید که الان همه کسانی که او را می­شناسند به خوبی و نیکی از او یاد می­کنند، آنقدر که من که اهل تملق و نان قرض دادن به کسی نیستم را هم وادار کرد چند کلمه در خوش­آمدگویی از وی قلم بزنم. همان روزهای اولی که وارد دانشگاه علامه شدم و به جماعت خوابگاهی پیوستم نام نیک این ادم سر زبان­ها بود. هر دو علامه­ای بودیم، من حقوق می­خواندم و محمد اقتصاد. برعکس فردوسی مشهد، محیط تهران و بعد مسافت مانع از ان است که بچه­های بجستان زیاد همدیگر را ببینند. تجربه­های نیمه موفقی هم که برای دور هم آوردن این جمع متفرق شکل گرفت درش گل گرفته شد. اما ما با این دوست عزیز به یمن هم­خوابگاهی بودن مراوداتی داشتیم. تا اینکه دست روزگار ما را از هم جدا کرد. اما مدتی قبل بعد از مدت­ها خبرهای خوشی شنیدم.
محمد علیمرادی دکترای اقتصاد نفت دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شده که صد تبریک دارد و همزمان قدمی دیگر در زندگی شخصی برداشته که این یکی هزار تبریک دارد. به هر حال به  محمد که دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد را هم در علامه طبطبایی تمام کرده تبریک می­گویم و امیدوارم بجستان را فراموش نکند.
آرزو دارم همانقدر که خود محمد خوب و خوش کردار است، دنیا هم با او خوبی کند.

نویسنده: امید عبداللهیان

ادامه متن ...
ارسال شده در شنبه، 2 آبان ماه ، 1388 توسط محمد نظرنژاد
(5 نظر | امتیاز:0)

تعداد اخبار: 18 (2 صفحه | قابل نمايش: 10)
[ 1 | 2 ]
  آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:132
جديدترين کاربر: nariman20

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 850
 بارديد ديروز : 821
 بازديد کلي : 369165
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 340
اعضا: 0
مجموع: 340

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 22
اعضا: 0
مجموع: 22

اعضاي آنلاين:


  لینک دوستان
 بجستان  روستاهاي بجستان  گناباد  ديگر دوستان

تمامي مطالب اين سايت متعلق به انجمن دانشجويان و دانش آموختگان بجستان مي باشد

استفاده از مطالب فقط با ذكر منبع مجاز مي باشد
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.19 ثانیه
Template Design By: M. Nazarnezhad